امروز صبح وقتی از روی دکه روزنامه فروشی شرق را برداشتم هرگز تصور نمیکردم همین امروز روزنامه را توقیف کنند.
شرق توقیف شد...
این خبری بود که امروز از زبان خیلی ها شنیدم. وقتی خبر را شنیدم شوکه شدم. باورش برایم سخت بود که شرق هم دارد به سرنوشت ایران دچار میشود.
اشتاباهات مکرر مسئولین شرق و در نهایت کاریکاتوری که در یکی از شماره های این روزنامه به چاپ رسید کم کم مقدمات غروب شرق را در زمانی که هنوز مدت زیادی از سومین سالروز انتشار این روزنامه نگذشته بود فراهم کرد.
دیگر عادت کرده ایم که دلخوشی های کوچک زندگی روزمره مان را در این مملکت یکی پس از دیگری از دست بدهیم.
حقیقتا که اینجا سرزمین گل و بلبل است ... اتهامات زیر را بخوانید و خودتان قضاوت کنید:
بند 4 ماده 6 قانون مطبوعات ، ايجاد اختلاف ما بين اقشار جامعه ، به ويژه از طريق طرح مسائل نژادي و قومی.
بند 2 ماده 6 قانون مطبوعات، اشاعه فحشا و منكرات و انتشار عكسها و تصاوير و مطالب خلاف عفت عمومي.
بند 1 ماده 6 قانون مطبوعات، نشر مطالب الحادي و مخالف موازين اسلامي و ترويج مطالبي كه به اساس جمهوري اسلامي لطمه وارد كند.
اینها چند مورد تبصره هایی بودند که به گزارش ایسنا هیات نظارت بر مطبوعات برای توقیف شرق به آنها متوصل شده بود.

*** کاریکاتوری که باعث توقیف شرق شد***
گزارش ایسنا در مورد توقیف شرق
مصاحبه ی ایسنا با مدیر مسئول شرق
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 2:25  توسط مهدی کریمی
|
۱. سر و شکل فلاش بک حسابی عوض شده... هر چیز جدیدی که اینجا میبینید کار نوید هستش که زحمت کشیده و فلاش بک رو برام آب و جارو کرده.
۲. دارم یکی از آهنگای GIGI D'AGOSTINO رو گوش میدم , بدجوری دیوونه ی این آهنگم... در اتاقم رو بستم و صدای اسپیکرو بلند کردم , صدای اس ام اس وسط آهنگ پارازیت میندازه... بابکه , برام نوشته" نتیجه ها روی سایته, برو ببین چی قبول شدی به منم بگو"... بدون اینکه جواب بدم گوشیرو میزارم کنار , صدای گوشیم تمومی نداره , بازم اس ام اس, همشون یه چیز رو میگن...میزارمش رو silent تا بعدآ جواب بدم. صدای اسپیکرو بلند تر میکنم... زل زدم به مانیتور , به صفحه اعلام نتایج... صفحه رو میبندم و سرم و میذارم رو میز...
صدای در حال میاد ...خواهرم با عجله در اتاقمو باز میکنه...خیلی خوشحاله... اونم نتیجه ها رو دیده بود. باورم نمیشه 2سال گذشته باشه, حالا میتونم با خیال راحت کتابای کنکورم رو یه جایی گم گورشون کنم تا دیگه نبینمشون.
گوشی رو بر میدارم و برای بابک میزنم ,من برق قبول شدم, تو چی؟

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 3:3  توسط مهدی کریمی
|
امشب در اخبار سراسری ساعت ۲۱, خبری گفته شد که بر اساس اون در کشور چین خانواده ها برای پبدا کردن همسر مناسب برای پسران خودشون, عکس و مشخصات اونها رو روی کارتهای بزرگی مینویسن و با در دست گرفتن این پلاکاردها توی پارکها دنبال یک عروس مادر شوهر یا پدر شوهر پسند برای پسرانشون میگردن....
گوینده اخبار اضافه کرد که این کار بخاطر طرح تک فرزندی بودن خانواده ها در کشور چین هستش که توازن جمعیت بین دختران و پسران این کشور رو به ریخته و مردم هم به همین خاطر به این کار روی آوردن...
حالا فرض کنین که این سنت حسنه در ایران هم رواج پیدا کنه؟!
احتمالآ به خاطر ازدحام جمعیت یه چند هزار نفری توی پارکها زیر دست و پا له میشن...
پ.ن: مادر بزرگ....
+ نوشته شده در جمعه سوم شهریور 1385ساعت 2:9  توسط مهدی کریمی
|